شعر میراث عشق

 

میراث عشق

lcszr
 

ای فریاد سرزمین من

ای قدس!ای زخم خورده ی  سربلند کهن

 

در آن هنگام که باغ های زیتونت

سرود صلح می خواند شادمانه

 

من عشق را شناختم درکنار تو

تو ساختی نبض زندگانی در من بی بهانه

 

ای شروع قبله ی عشق

ای ترنم پاکی جاودانه

 

ای زادگه عیسای مریم

کردند انجیلت را پاره پاره

 

وقتی که فریاد های مستانه ات را شنیدم

در میان سیم خارها و تازیانه

آمدم از بین آن سیم خارها

 

تا برای دیدنت دعا را کنم بهانه

دلم شکست از تنهاییت

ریختند اشکهامان را وحشیانه

 

!آه ای بشر! ای سرود شعار های آزادگی

در آن لحظه که عطر نان گرم می تراود

 

میان دیوارهای خانه هاتان صمیمانه

سردی نگا های خسته ما را

بگویید درقصه های کودکانه شبانه

بدانید نمی نشینیم دست بر روی دست

ساخته ایم سلاحی پر ترانه

تمام خشم ما راپرتاب می کند

همین سنگهای ساده عاشقانه

 

ن.ک  (سروده ی یکی از اعضای گروه)

/ 2 نظر / 14 بازدید
خواجوند

با سلام وقت بخیر امیدوارم درکارتان موفق و بیروز باشید متشکر ازنظرتان اگر دوست داشتید می توانیم با هم همکاری داشته باشیم باسباس التماس دعا یاعلی

سرباز سید

سلام شب بخیر خدا قوت عالی بود خوشحال میشم منت بزاری و با حضور گرمتون سر افرازم کنین موفق باشین یا علی التماس دعا