رفیق من یه چیز دیگست

رفیق من یه چیز دیگست

 

داشت با تلفن همراه اش صحبت می کرد!

صدای اون طرف خط به قدری بلند پخش میشد که تا چند نفر بعده

من هم می شنیدن اش!

صدا به قدری بلند بود که نا خداگاه تمام مکالمات شان را شنیدم!

اتوبوس از نظر جمعیتی شلوغ ولی چون سره ظهری بود ، کسی حال صحبت کردن

رو نداشت و از این جهت ساکت!

تو خیابون ترافیک شدید بود! و در نتیجه اتوبوس آروم حرکت می کرد!

و توی اون گرما صدایه موتورش هم در نمیومد!

پسرک غرق صحبت بود!

اصلا متوجه اطراف نبود!

انگار تمام ذهن اش ، مشغول آن ور خطی شده بود!

صدای اش می آمد!

سوال کرد ، حسین! حاضری به خاطر من چیکار کنی؟

و باز ادامه داد : یعنی تا چه حد مایه میذاری؟

پسرک پس از کمی تامل ، جواب داد:

حاضرم همین الان ماشین ام روبه نام ات کنم!

اون ور خطی بازم سوال کرد: اِااااااا فقط همین؟

پسرک کمی من من کرد و به اطراف اش نگاهی انداخت و جواب داد!

سارا ، اینجا شلوغه ، بعدا باهات تماس می گیرم!

 

صدای اذان پیچید توی اتوبوس!

یکهو از پنجره ی اتوبوس سرم رو بردم بیرون تا نفس بکشم!

یاده حرفه دوست ام افتادم که می گفت :

اگر بندگانم میدانستند که من برای آمدن شان چگونه منتظرم و چنان شوغی دارم،

که بند بند بدنشان از هم می گسست و در عطش رسیدن به من می سوختند!

و همانا من بهشت ام را نصیبشان میکردم!

ولی آنها ، برای رضایت ودیدار من تشنه تر اند تا برای بهشت من!

 

رفیق من اینجوری مایه میذاره!

خیلی دوستت دارم خدا!

 

 

 

التماس دعای فرج

--------------------------------------

 

دانلود کلیپ صوتی رفیق من یه چیز

 دیگست

 

/ 3 نظر / 7 بازدید
احسان ریوا

سلام! با یک پوستر جدید و یک محتوای دیگه بروزم! اگر لایق دیدید سر بزنید!

احسان ریوا

سلام! چرا تو اسم مطلب دخالت می کنید! اسم ش بود رفیق من یه چیز دیگس! ت رو از کجا آوری؟[نیشخند] [نیشخند] موفق باشید!

م

اولا شوغ نه و شوق دوما طرف لای سارا رو میخاد به بهشتی که اعتقاد نداره سوما از کجا معلوم بهشتی باشه آخر:اینخدا رفیق ما نیست صاحب ماس ثم الینا ترجعون!!!!!!!!!!!؟